تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :
تو رو به دوربین تلویزیون شعار می دهی من رو به باتوم!
موضوع
یک وبلاگ نویس مطلبی کوتاه تحت عنوان” فرق من و تو ” خطاب به تظاهرات کنندگانی که در راهپیمایی روزچهارشنبه تهران علیه کاندیداهای معترض شعار داده اند ،نوشته است که در روزهای گذشته در فضای وب انعکاسی گسترده داشته است.
متن کوتاه او از این قرار است :
مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل . این است فرق من و تو!
نوشته شده توسط
علی در دوشنبه 14 دی 1388 در ساعت 07:06 ب.ظ
مهدی کروبی به دیدار خانواده شهید سید علی موسوی رفت
موضوع
کلمه:دقایقی پیش مهدی کروبی به دیدار خانواده شهید سید علی موسوی، خواهرزاده مهندس میرحسین موسوی رفت.
به گزارش کلمه در این دیدار که بیش از یک ساعت به طول انجامید میرحسین موسوی نیز در منزل خواهرش حضور داشت.
مهدی کروبی در سخنانی شهادت این عزیز را فاجعه ای بزرگ نامید و افزود:شهادت آن شهید بزرگوار در چنین روزی، نشان داد که دشمنان حق و آزادی تا بدانجا پیش رفته اند و از باده قدرت چنان مست شده اند که دیگر حرمتی نیز برای عاشورا و عزاداران حسینی قائل نیستند.
در ادامه مهدی کروبی و میرحسین موسوی دقایقی نیز پیرامون برخی مسائل و حوادث روزهای اخیر از جمله بیانیه روز گذشته مهندس موسوی به گفتگو پرداختند.
نوشته شده توسط
علی در شنبه 12 دی 1388 در ساعت 11:20 ق.ظ
ابولفضل فاتح: اینک موسوی حجت را بر همه تمام کرده است
موضوع
کلمه: دکتر ابولفضل فاتح رییس کمیته رسانه های ستاد مهندس موسوی در مورد بیانیه هفدهم مهندس موسوی گفت: بیانیه موسوی یک حسن نیت بزرگ از سوی موسوی و یک امتحان خطیر برای مسوولان امر است.
ابوالفضل فاتح در گفت و گو با کلمه گفت: بیانیه ی هفدهم مهندس میرحسین موسوی اعلام یک “حسن نیت بزرگ و خواسته های حد اقلی” برای خروج کشور از بحران و یک امتحان خطیر برای مسئولان امر است. موسوی به تاسی از امام خود ثابت کرد که دوران مردانی که با خدا معامله می کنند به پایان نرسیده است. تفاوت مردان بزرگ و پرمایه با مدعیان بی ریشه ی استیلا طلب همین جا روشن می شود. اینک موسوی حجت را بر همه تمام کرده است.
وی در پایان تاکید کرد: اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری های سهمگین آینده بر عهده ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت سوزی تا ابد بر پیشانی شان حک خواهد شد. آیا در میان مدعیان مصالح کشور گوش شنوایی هست؟
نوشته شده توسط
علی در جمعه 11 دی 1388 در ساعت 11:00 ب.ظ
متن کامل بیانیه شماره 17 مهندس میر حسین موسوی (حفظه الله) و راه حل های برون رفت از بحران
موضوع
کلمه: میرحسین موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد شدید از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد.وی در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.
گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
نوشته شده توسط
علی در جمعه 11 دی 1388 در ساعت 10:40 ب.ظ
پدر جان! دیدی با انقلاب چه کردند؟!
موضوع
کلمه: در هفتم تیر امسال همزمان با سالگرد شهادت آیت الله بهشتی فرزندش دکتر علیرضا بهشتی متنی در رسای انقلاب اسلامی، طی نامه ای خطاب به پدرش نوشت.
به دنبال حوادثی که در بزرگداشت سالگرد شهادت آیت الله بهشتی در مسجد قبا رخ داد، عمق این نامه تاثیرگذار دیده نشد وبرخی مانع از خوانده شدن این متن شدند. سایت کلمه همزمان با دومین بار بازداشت فرزند شهید آیت الله بهشتی این نامه را نیز برای دومین بار برای مخاطبین خود منتشر می کند.
چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفره دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایه تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
نوشته شده توسط
علی در چهارشنبه 9 دی 1388 در ساعت 10:47 ب.ظ
دانسته های ایرنا از محل اختفای پیکر شهید سید علی موسوی
موضوع
کلمه: خبرگزاری رسمی دولت از نگهداری جسد سید علی حبیبی موسوی جهت تکمیل تحقیقات خبر داد.
ایرنا، با اشاره به انتساب شهید سید علی به مهندس موسوی، نوع گلوله و اسلحه مورد استفاده در این جنایت و سایر شواهد موجود، موضوع ترور را حتمی اعلام کرد.
این خبرگزاری دولتی بر خلاف گاف رجا نیوز و کیهان که مدعی شده بودند حبیبی در چهار راه کالج کشته شده ، تاکید کرد که موسوی در حوالی میدان انقلاب تهران بر اثر شلیک گلوله جان باخت.
نوشته شده توسط
علی در دوشنبه 7 دی 1388 در ساعت 10:41 ب.ظ
پیکر شهید «سیدعلی حبیبی موسوی» گم شد
موضوع
کلمه: خواهرزاده مهندس میرحسین موسوی گفت:«جنازه برادرم را از بیمارستان ابنسینا بردهاند و ما هرکجا دنبالش میگردیم کسی مسئولیت قبول نمیکند.»
سید رضا موسوی برادر سید علی حبیبی موسوی خامنه که در ظهر روز عاشورا با اصابت گلوله به شهادت رسید، در گفتگو با خبرنگار «پارلماننیوز»، در مورد مراسم تشییع و خاکسپاری، اظهار داشت:«متاسفانه جنازه برادرم را از بیمارستان بردهاند و هرچه میگردیم جنازه را پیدا نمیکنیم.»
وی تاکید کرد:«هیچکس مسئولیت بردن جنازه را قبول نمیکند و پاسخگوی ما نیستند.»
موسوی ادامه داد:«تا زمانیکه جنازه را پیدا نکنیم برگزاری هرگونه مراسمی منتفی است.»
خواهرزاده مهندس موسوی خاطر نشان کرد:«هر زمان که جنازه برادرم پیدا شود از طریق رسانهها در مورد مراسم اطلاع رسانی خواهیم کرد.»
نوشته شده توسط
علی در دوشنبه 7 دی 1388 در ساعت 09:37 ب.ظ
پیام تشکر و خداحافظی میرحسین موسوی از جامعه هنری و اعضای فرهنگستان هنر
موضوع
کلمه: میرحسین موسوی پس از تصمیم رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر جایگزینی فردی دیگر به ریاست فرهنگستان هنر در پیامی از اعضا و کارکنان فرهنگستان هنر و نیز جامعه هنری تشکر و خداحافظی کرد.
به گزارش “کلمه” متن پیام به شرح زیر است:
بسمه تعالی
با سلام
اینک که شورایعالی انقلاب فرهنگی جایگزین جدیدی را برای اداره امور فرهنگستان هنر تعیین کرده است جا دارد از همه هنرمندان و دانشگاهیان و فرهیختگان که در سالهای گذشته با فرهنگستان هنر همکاری کردند تشکر نمایم .
بنده بویژه نمی توانم محبت ها و همکاری های اساتید محترم عضو مجمع عمومی فرهنگستان هنر را فراموش کنم ، در طول یازده سال گذشته همواره از هنر ، اخلاق و فرهنگ والای آنها درسها گرفتم و رأیی که به این حقیر دادند پیوسته الهام بخش من در سیاستگزاری ها و اداره فرهنگستان هنر بود .
امیدوارم که آیندگان قدر سرمایه اجتماعی فراهم آمده ای که موجب اعتماد جامعه بزرگ هنرمندان کشور به فرهنگستان هنر گردیده است را بدانند و تلاش نمایند آن را افزون تر سازند . همچنین لازم است بدینوسیله از همه کارکنان و همکاران شریف فرهنگستان هنر در همه رده ها بعنوان پایه گزاران و موسسین اصلی این نهاد تشکر نمایم .
نوشته شده توسط
علی در چهارشنبه 2 دی 1388 در ساعت 11:11 ب.ظ
جزئیات حمله نیروهای لباس شخصی به اتومبیل مهندس موسوی
موضوع
کلمه:پیش از ظهر امروز به هنگام بازگشت مهندس میر حسین موسوی از مراسم تشییع مرحوم آیت الله العظمی منتظری گروهی از موتور سواران لباس شخصی به وسیله نقلیه حامل وی حمله کردند که بر اثر آن یکی از همراهان مهندس موسوی به صورت سطحی زخمی شد.
به گزارش خبرنگار کلمه این گروه موتورسوار که در بیرون منزل آیت الله صانعی کمین کرده بودند در ابتدا به هنگام خروج نخست وزیر امام از این محل اقدام به فحاشی نمودند.
سپس با تعقیب کاروان حامل وی در چند مرحله با سد مسیرموجب توقف این کاروان شدند، تا این که در یک مرحله یکی از اعضای این گروه شیشه عقب اتومبیل حامل مهندس موسوی را شکست و در اثر آن یکی از همراهان به صورت سطحی زخمی شد ولی آسیبی به مهندس موسوی نرسید.
لازم به ذکر است که در اثر واکنش متقابل محافظان به این حمله فرمانده لباس شخصی ها نیز دچار آسیب سطحی شد.
نوشته شده توسط
علی در دوشنبه 30 آذر 1388 در ساعت 10:02 ب.ظ
دیدار مهندس میرحسین موسوی با محمد علی ابطحی
موضوع
کلمه: میرحسین موسوی به همراه همسرش زهرا رهنورد به دیدار محمدعلی ابطحی رفتند.
به گزارش کلمه، در این دیدار میرحسین موسوی ضمن عیادت از محمد علی ابطحی درباره مسائل روز به اظهارنظر پرداخته است.
ابطحی امروز در صفحه فیسبوکش ضمن تشکر از موسوی به خاطر آمدن به منزلش نوشته است : امروز آقای مهندس موسوی و خانم رهنورد به مناسبت آزادی از زندان در منزل به دیدنم آمدند. من از آقای مهندس موسوی توقع نداشتم. از ایشان و همسر دانشمندشان تشکر میکنم . قبلاهم رئیس دفترشان در روزهای اول آزادی به دیدنم آمده بودند.کلی باهم حرف زدیم. باز هم ممنون
محمد علی ابطحی از مشاوران ارشد مهدی کروبی در انتخابات اخیر و معاون پارلمانی سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری بود.
نوشته شده توسط
علی در پنجشنبه 26 آذر 1388 در ساعت 10:29 ب.ظ
متن کامل پیام جناب آقای مهندس میرحسین موسوی به دانشجویان
موضوع
کلمه: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به مناسبت برگزاری گردهمایی بزرگ دانشجویان و دانشگاهیان به مناسبت روز دانشجو با عنوان “سبزترین فصل سال” که روز گذشته (۲۳ آذر) در تالار شهید چمران دانشکده ی فنی برگزار شد پیامی را از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دریافت کرده بود که به دلیل مشکلات فنی این پیام روزگذشته نتوانست ارائه شود.اکنون متن کامل آن ارائه می گردد.
به گزارش کلمه متن کامل این پیام به شرح زیر است:
من خوشحالم که یک بار دیگر با شما دانشجویان عزیز صحبت می کنم و درودها و سلام های گرمم را به شما می رسانم. این اولین بار نیست که خدمت شما هستم، هر چند دوست داشتم که به جای پیام در میان شما می بودم و ان شاء الله در موقعیت های دیگری این فرصت پیش آید که با هم گفتگو داشته باشیم. این گردهمایی و جمع شدن در شرایطی برگزار می شود که کشور شرایط دشواری را پشت سر می گذارد و دانشجویان نقش بسیار عظیمی در گذر از این دشواری ها به دوش دارند و یقین داریم و امیدواریم که بر مبنای آن بشارت حضرت حق که – با هر سختی و دشواری، راحتی و آسانی است – ان شاء الله در آینده این وضعیت دشوار کنونی به خیر و صلاح ملت ما تمام شود؛ با همت همه مردم و با کمک خداوند متعال.
بنده سال گذشته در همین سالن و در برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران صحبت کردم و گفتم که اهمیت انجمن های اسلامی و نقش عظیمی که بر دوش دارند، از دو جهت است: از یک سو در دانشگاه و با دنیای مدرن روبه رو هستند، تجربه های بشری در دسترشان است، در مرزهای دانش به سر می برند و تمام اتفاقات جهانی را رصد می کنند و از این منظر ذهنشان متوجه این تغییرات هست و از تجربه های بشری استفاده می کنند.
از سوی دیگر ایشان با سنتهای عمیق و گسترده و تمدن بزرگی در تماس اند و از این رهگذر هم ذخایر بزرگی برای هدایت هم جامعه دانشگاهی و هم ملت خودشان برمی گیرند. راز قدرت دانشجویان هم در همین دو جنبه بودن آنان است که از سویی به سمت سنت ها حرکت کرده و آنها را طرد نمی کنند و پشتوانه حرکت خود قرار می دهند و از سوی دیگر نگاه به سوی جهان مدرن دارند، آلوده خرافات نمی شوند و می دانند که عظمت کشور و عظمت انسانی ایشان در آن است که با بهره گرفتن از تجارب بشری به مملکت خدمت کنند و کشور را به مراتب بالاتری ارتقا دهند. هر یک از این دو جهت، مسئولیتی را بر دوش دانشجویان می گذارد.
البته مؤلفه دیگری نیز وجود دارد و آن حرکت های دانشجوییست که از ابتدای ایجاد در کشور، نسبت به مسائل مردم و کشورشان حساس بوده اند. تا جایی که یادم می آید جامعه دانشگاهی و انجمن های اسلامی همواره نسبت به مسائل مردم – اعم از اقتصادی و اجتماعی – حساس بوده اند و در این زمینه قویترین ارتباط ها را با مردم داشته اند. دانشجویان از این جهت آیینه تمام نمای اراده و خواست مردم و مطالبات ایشان بوده اند. از این نظر توجه به این نکته لازم است که مبادا شرایط خاص کشور و به ویژه مسائل سیاسی، جامعه دانشجویی را از توجه به مسائل معیشتی و روزمره مردم – بالاخص قشر مستضعف جامعه – غافل کند و این طور نشود که دانشجویان از این مسائل بی خبر باشند و به آنها اعتنا نکنند.
همه مسائل جامعه به هم پیوند خورده اند و چنین نیست که راه حل آنها فقط در یکی از رویکردهای سیاسی، اجتماعی یا معیشتی باشد. امروز حوزه های سیاسی، معیشتی و اقتصادی در هم تنیده اند و با هم تداخل می کنند و به جاست که باهم و در کنار هم دیده شوند؛ توجه به این موضوع به همه کسانی که می خواهند سهمی در حل مشکلات کشور داشته باشند، دید می بخشد.
دانشجویان در کشور ما جامعه بزرگی هستند و فراوانی آنها هم بسیار پرمعناست. فرای اینکه دانشجویان – به دلیل برخورداری از بصیرت و دید – از نظر کیفی اهمیتی فوق العاده دارند، خود فراوانی آنها هم نکته بسیار مهمی است. اگر جامعه دانشگاهی، انجمن های اسلامی و تمامی دانشجویان به یک فکر برسند، بر سر مسئله ای اجماع کنند و یا گفتمانی پیدا کنند، این موضوع – بدلیل فراوانی دانشجویان – در سطح ملی بازتابی بسیار گسترده از گذشته خواهد داشت. زمانی ۷۰-۶۰ هزار دانشجو و دو سه دانشگاه در کشور داشتیم، اما در حال حاضر ده ها دانشگاه دولتی، غیر دولتی و آزاد فعالیت می کنند و همه اینها به هم پیوسته اند. در چنین شرایطی به جاست که یک سری اصول و معیارها جلوی چشم همگان باشد و همواره به آنها توجه شود.
این معیارها با گفتگو و تعاملاتی که دانشجویان در سراسر کشور با هم دارند به دست می آید. جریاناتی که بعد از انتخابات اتفاق افتاد و بدنبال آن جنبش سبز یک سری معیارها و چارچوب هایی را مطرح کرد و به بحث گذاشت. این معیارها محصول تعامل انسان های بیشماری است و همین نقطه قوت آن است.
برای اینکه مسائل کشور راحت تر حل شود، هزینه کمتری پرداخت گردد و اجماع بیشتری هم داشته باشیم، بهتر آن است که حول قانون اساسی اجماع کنیم. بنده می خواهم خدمت شما دانشجویان عزیز عرض کنم که به دلیل حضور مردم و در صحنه و طرح مطالبات به حقشان، امروزه حساسیت ویژه ای نسبت به قانون اساسی بوجود آمده است. قانون اساسی متنی است خشک که بسیار کم مورد رجوع مردم عادی است و معمولاً در قوای مقننه، قضاییه و دولت به آن رجوع می کنند؛ اما امروزه می بینیم که تبدیل به متنی شده است که همه مردم، اعم از روشنفکران، جامعه دانشگاهی و مردم عادی به آن رجوع می کنند؛ به جاست که این میل و حساسیت را در جامعه گسترش دهیم.
وقوف مردم از چارچوب هایی که قانون اساسی برای حاکمیت ایشان بر سرنوشت خودشان ارائه می دهد، برای پیروزی این راه و پیشرفت کشور فوق العاده مفید است. به همین دلیل – پرداختن به قانون اساسی – رسالتی است که باید چه در جمع های دانشگاهی و دانشجویی و چه در جمع مردم عادی پیگری شود و به نظر من زمینه آن هم وجود دارد. البته خود دانشجوها توجه به این موضوع دارند.
ملت شاهد است که تلاش هایی برای مقابل هم قرار دادن گروه هایی از مردم در برابر گروه هایی دیگر صورت می گیرد و چه بسا در فضای دانشگاهی نیز چنین باشد. راه و مشی چنین برخوردهایی از طریق مسالمت آمیز و با اقناع و دلسوزی و محبت است و ما اعتقاد نداریم که هر چه در این برخوردها گفته می شود درست است. چه بسا حرف های درستی در جناح های گوناگون وجود داشته باشد. به نظر من می بایست تعاملی در سطح ملی صورت گیرد و همه حرف ها شنیده شود.
خصوصاً کسانی که از روی اعتقاد فکر و عمل می کنند بیشتر در معرض این هستند که طرف گفتگو قرار گیرند و با آنها تعامل صورت گیرد. ما حساب کسانی را که از بیرون دانشگاه می آیند، در دانشگاه آشوب به پا می کنند و کارهایی می کنند که سازگار با شأن علمی دانشگاه نیست، از دانشجویان جدا می کنیم و یقین دارم که در محیط دانشگاهی هم چنین برداشتی وجود دارد.
به هر حال راهی آغاز شده است که پایانی نخواهد داشت و هدف این است که قدم هایی به جلو برداریم و به پیشرفت برسیم. در این مسیر احتیاج به مشارکت همه اقشار مردم، گروه های فکری و گروه های مرجع داریم. خصوصاً دانشجویان و دانشگاه ها در این زمینه فوق العاده مهم اند و مرجع نیرومندی هستند که در سطح جامعه حضور دارند و پراکندگی خانوادگی آنها در سطح ملی به نقش ایشان اهمیتی صدچندان می بخشد.
من یقین دارم که هر پیامی در دانشگاه با قدرت مطرح شود و جا بیفتد و هر گفتمانی که در دانشگاه شکل بگیرد، بلافاصله جامعه را متأثر می کند؛ از قدیم هم چنین بوده است و در شرایط فعلی – به دلیل فراوانی و آگاهی بسیار دانشجویان ما – این تأثیرگذاری بیشتر هم شده است. الان موضوعاتی که از طریق مقالات، نوشته ها، رسانه های مجازی و کتاب های گوناگون انتقال پیدا می کند و در جو دانشگاه اثر می گذارد، بسیار بیشتر از سابق است و اصلاً در تاریخ کشور ما سابقه نداشته است و خود این امید زیادی ایجاد می کند.
قشر دانشجو از اندیشیدن هراسی ندارد. به نظر من کسانی که به مصلحت کشور و ایرانی پیشرفته فکر می کنند، نباید هراس داشته باشند که جوانان – بی هراس – بیندیشند و در فضایی مبتنی بر تعامل و گفتگوراه حل های جدیدی را برای اداره کشور پیش پا بنهند. گمان نمی کنم هیچ کشور و هیچ نظامی بدون گردش افکار و اندیشه ها در یک فضای شفاف، امکان پیروزی و پیشرفت داشته باشد. این {آزادی اندیشیدن} یکی از بزرگترین مطالبات ملت ما و دانشجویان است و دانشجویان در این زمینه کار می کنند. دانشجوبان، در طول تاریخ کشور نشان داده اند که حاضر به دادن هزینه اند و ابایی هم از آن ندارند.
همین هم از ایشان انتظار می رود و ملت هم همین انتظار را دارد. به هرحال همانطور که اشاره کردم به صلاح ملت و کشور ماست که تمام مطالبات در چارچوبی مسالمت آمیز و با رویکردی مسالمت آمیز مطرح شوند.
من برای همه شما آرزوی توفیق و پیروزی دارم وامیدوار هستم که شاهد روزی باشیم که اندیشیدن و بیان اندیشه در کشور کم هزینه باشد، فضای آزادی در کشور حاکم باشد و حرف ها گفته شود. ظرفیت هضم جامعه را بالا ببریم، به ملت خود اعتماد کنیم و بگذاریم همه حرف ها زده شود. مردم ما، با این پیشینه تاریخی و اعتقادات دینی یقیناً بهترین ها را در این میان انتخاب خواهند کرد. آن جامعه ای پیشرفته نیست که فقط گروهی اندک در میان میدان باشند، نام ملت بر خود بنهند و در مقابل حاشیه فربهی وجود داشته باشد که با عنوان “غیر و دیگری” تعریف شده و سهمی در اندیشیدن و ارائه راه حل در جامعه نداشته باشد.
ما نباید بترسیم که اقوام و افکار مختلف گرداگرد هم و در تعامل با هم راه حل های بهتری برای اداره کشور ارائه دهند. گمان می کنم که مهمترین مرکز برای چنین کاری دانشگاه های علاقه مند به کشور و انقلاب اند. یقیناً در این راه، دانشجویان مراقب توطئه ها، فشارها و کسانی که منفعتی در این طرز فکر ندارند، هستند و با هوشیاری خود آن را خنثی می کنند و من یقین دارم که شما این چنین هستید.
نوشته شده توسط
علی در سه شنبه 24 آذر 1388 در ساعت 09:52 ب.ظ
مهندس میرحسین موسوی: اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی ها نمی زنند
موضوع
کلمه:مهندس میرحسین موسوی پاره کردن عکس امام در جریان وقایع ۱۶ آذر را کاملا مشکوک و یک اقدام ضدانقلابی دانست .
نخست وزیر محبوب امام در پاسخ به سئوال روزنامه جمهوری اسلامی که موضع شما درباره پاره شدن عکس امام و نشان دادن صحنه اهانت به عکس امام از سیمای جمهوری اسلامی و تلویزیون های بیگانه چیست گفت : حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند.
میرحسین موسوی افزود : کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی دانند و حفظ حرمت امام را واجب می دانند. اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی ها نمی زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می ورزند و حاضرند برای آرمان های امام جان فشانی کنند.
مهندس موسوی گفت : اطلاعات دقیقی درباره اینکه اصولا چنین کاری صورت گرفته باشد ندارم کما اینکه درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی بهرحال اگر چنین کاری صورت گرفته باشد این یک اقدام مشکوک است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز اقدام نادرستی بود. از رسانه های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است بهیچوجه قابل قبول نیست .
نوشته شده توسط
علی در شنبه 21 آذر 1388 در ساعت 10:17 ب.ظ
شایعه پراکنان فعال شده اند؛ پیگیری اخبار میرحسین موسوی تنها از منابع موثق
موضوع
کلمه:خبرگزاری ایلنا گزارش داده که امروز در راهروهای مجلس شایعه شده بود، میرحسین موسوی به علت سکته قلبی در بیمارستان شهید رجایی بستری شده است؛ انتشار این شایعه به حدی بوده که محمدرضا تابش با حضور در جمع خبرنگاران به شدت این موضوع راتکذیب می کند.
دبیرکل فراکسیون خط امام (ره) با بیان اینکه موسوی در فرهنگستان هنر مشغول به فعالیت روزانه خود است، افزود: شاید عدهای میخواهند مکنونات قلبی خود را مطرح کنند.
تابش این شایعات را با هدف ایجاد التهاب در جو عمومی جامعه دانست و خطاب به شایعهپراکنان گفت: امیدوارم به عواقب کار غیراخلاقی که میکنید، واقف باشید.
طی روزهای اخیر شایعات متعددی پیرامون مهندس موسوی و همسر ایشان دکتر رهنورد در برخی سایت ها و پایگاههای خبری منتشر شده که هنوز مشخص نیست در پس این شایعات چه اهدافی را دنبال می کنند اما در خواست شده اخبار مربوط به میر حسین موسوی تنها از منابع موثق شناخته شده پیگیری شود.
نوشته شده توسط
علی در چهارشنبه 18 آذر 1388 در ساعت 08:37 ب.ظ
لباس شخصی ها مانع خروج میرحسین از فرهنگستان هنر شدند/تکمیلی:عقب نشینی لباس شخصی ها
موضوع
کلمه:لباس شخصی های موتور سوار با تجمع در مقابل فرهنگستان هنر قصد داشتند مانع از خروج مهندس موسوی از دفتر کارش شوند.
به گزارش خبرنگار کلمه صبح امروز زمانیکه میر حسین موسوی سوار بر ماشین قصد خروج از فرهنگستان هنر(دفتر محل کارش) را داشت با تجمع تعدادی لباس شخصی موتور سوار مواجه شد که راه را برایشان مسدود کرده بودند.
این جمع موتور سوار که حدود ۳۰ -۴۰ نفر هستند از بعد از ظهر گذشته در اطراف فرهنگستان هنر حضور دارند .
امروز زمانی که لباس شخصی های موتور سوار با تجمع مانع از خروج ماشین مهندس موسوی از پارکینگ فرهنگستان شدند نخست وزیر محبوب امام از ماشین پیاده شد و به سمت موتور سواران حرکت کرد.
این اتفاق در حالی رخ داد که موتور سواران علیه نخست وزیر محبوب امام شعار سر داده بودند.
میر حسین موسوی که از تکرار این اتفاق ناراحت شده بود با حرکت به سمت لباس شخص ها در میان آنها حاضر شد وخطاب به آنها گفت: شما مامور هستید.ماموریت خود را انجام دهید. من را بکشید، بزنید، تهدید کنید.
این اظهارات نخست وزیر محبوب امام موجب انفعال لباس شخصی ها و پراکندگی آنها شد.
خبرنگار” کلمه” بدون آنکه خود را معرفی کند به صورت یک فرد عادی به یکی از این موتور سواران نزدیک شد و علت این کارشان را جویا شد که این فرد گفت: ما مامور هستیم که جلوی تردد موسوی را بگیریم.
در حالی که موتورسواران همچنان در اطراف فرهنگستان حضور داشته و به صورت پراکنده مانور می دادند محافظان نخست وزیر محبوب امام با اصرار، ایشان را به داخل فرهنگستان بر گرداندند.
پیش از این در روز ۱۳ آبان نیز زمانیکه مهندس موسوی قصد خروج از فرهنگستان و حضور در راهپیمایی آن روز را داشت عده ای با تجمع در مقابل پارکینگ فرهنگستان راه را بر ایشان بسته و اجازه خروج ندادند.
لازم به ذکر است روز گذشته نیز عده ای که خود را خواهران بسیجی معرفی کرده بودن به تعقیب دکتر زهرا رهنورد در دانشگاه تهران پرداختند که در نهایت زمانیکه حراست دانشگاه در حال بیرون بردن خانم رهنورد از دانشگاه بود با تعقیب خودرو حراست دانشگاه در میانه خیابان وصال گاز فلفل را از فاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتی بر صورت رهنورد پاشیدند که منجر به تنگی نفس و نابینایی موقتش شد. در آن لحظه اهالی و مغازه دارهای اطراف هرکدام به نحوی نسبت به نجات او اقدام کردند.
خبر تکمیلی:
به گزارش خبرنگار “کلمه” لباس شخصی های موتور سوار که از دیروز در مقابل فرهنگستان هنر حضور و امروزصبح نیز مانع خروج مهندس موسوی از دفتر کارش شدند مجبور به عقب نشینی از مقابل فرهنگستان هنرشدند.
طبق آخرین خبر مهندس موسوی از محل کار خود در فرهنگستان هنر خارج شده است.